نوشتههای برچسب خورده با ‘ آشنایی ’
روزی روزگاری 4 تا نوجون تو یه مدرسه درس می خوندن اولین آشنایی اونها از فرومی شروع شد که مدیرش که ترکید فرومه هم ترکید این بچه ها همشون خوره کامپیوتر بودن به حدی که اگه 100 تومن می دادی بهشون میرفتن سی دی خام می خریدن!!! خلاصه روزی رسید که 2تای اونا رفتن دبیرستان [ بـیـشـتـر بـخـوانـیـد ]
هر نوشتهٔ تازهای را در نامهدان خود دریافت نمایید.