آغاز ماجرا …
بسمه تعالی

«در یک شب آرام بهاری که با صدای جیرجیرک ها میشد حیات و پویایی را حس کرد و در حالی که همه مردم شهر در امن و امان در خواب بودند، شهر در محاصره نیروهای پادشاه بود. سکوت شب شکست و ژنرال ارتش دستور شلیک توپ را صادر کرد . در همین حین اتفاقی که نباید میفتاد افتاد … یکی از توپها سقف یک یک طبقات را شکافت و سرانجام به اتاق شاهزاده رسید … ستاره ی بخت شاهزاده خوش درخشید و در اثر اتفاقی ناگهانی او به راهرویی زیر زمینی کشیده شد که سالها بود کسی از وجود آن خبر نداشت … شاهزاده توانست از از راه زیرزمینی از قصر بگریزد … راهی که به جنگل منتهی می شد … جنگلی که کلید آغاز ماجراهای tee or ti به دستان دانشمند کشف نشده میان درختان سبزش بود … تینی !»
منتظر اخبار جدید تر از
PROJECT TEE OR TI
باشید …
بسی مخوف و جالب بود …..
پ.ن : حالا خودتون رو لوس نکنید ها …
منتظریم ولی خدا کنه این انتظار به مدل ایرانی بی پایان نباشه
سلام
جالبه کارتون.
موفق باشی
این الان داستان بود دیگه….
آما …زیبا جادار مطمئن بود